
خلیج فارس یا خلیج پارس؛ آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳هزار کیلومتر مربع است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد و از غرب به دلتای رودخانه اروند رود، که حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می شود.
کشورهای ایــران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی در کناره خلیج فارس هستند.
ویژگی های خلیج فارس
زمین شناسان معتقند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. جزایر مهم آن عبارتند از: قشم، بحرین، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک و لاوان که تمامی آنها بجز بحرین به ایران تعلق دارد.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است و به همین سبب منطقه ای مهم و راهبردی به شمار می آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه و بندرماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی نام برد.
نام خلیج فارس
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن ترین منابع، زیرا که از سده های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس ـ نام سرزمین ملت ایران ـ گره خورده است. در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته که مخالفت ایرانیان را بر انگیخته است.
از دیدگاه حقوق بین الملل
سازمان ملل متحد در بیانیه ها، اصلاحیه ها و مصوبه های گوناگون و با انتشار نقشه های رسمی بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، و از هیئت های بین المللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.
لیست اسناد سازمان ملل درباره نام خلیج فارس:
· سند شماره ۶۱ نشست ۲۳ سازمان ملل متحد در وین (۲۸مارس تا ۴آوریل ۲۰۰۶) با عنوان «رسمیت تاریخی، جغرافیایی و حقوقی نام خلیج فارس».
· سند 2/Add.29/ST/CS/SER.A در تاریخ ۱۸ اوت ۱۹۹۴ (۲۷مرداد ۱۳۷۳).
· قطعنامه 45,8.2UNLA در تاریخ ۱۰ اوت ۱۹۸۴ (۱۹مرداد ۱۳۶۳).
· قطعنامه Qen/311UNAD در تاریخ ۵مارس ۱۹۷۱ (۱۴اسفند ۱۳۴۹).
· نقشه رسمی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (سپتامبر2007).
· نقشه رسمی ایران، شماره ۳۹۸۱ چاپ سازمان ملل (ژانویه ۲۰۰۴).
· نقشه رسمی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (نوامبر ۱۹۹۸).
در دوران باستان
قدمت خلیج فارس با همین نام چنان دیرینه است که عده ای معتقدند «خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است». ساکنان باستانی این منتطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده اند.
دوران هخامنشی
دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را بوجود آورد. کشتی های او طول رودخانه سند را تا کرانه های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه ای که در محل این کانال به دست امده نوشته شده است:
«من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام و از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود».
داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس می آید» نام برده است. در کتاب اوستا اگر چه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده است اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره ای نیز به اروندرود شده است که در ان دوران اورنگ گفته میشده است:
«دارنده دشتهای فراخ و اسبهای تیز رو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی خسبد، هرگز فریب نمی خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط اورنگ، از ناوک او گریز ندارد. او نخستین ایزد معنوی است که پیش از بر آمدن خورشید فناناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه های آریایی را می نگرد.
از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.
در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم دریای مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیکی اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام گذاشتند.
در میان یونانیان باستان
یونانی های باستان این خلیج را «پریکوس سینوس» یا «سینوس پریکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر از ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بود که برای نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پـرسـپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسـیان نامیدند. استر ابن جغرافیدان سده نخست نخستین میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می برد.
البته جست و جو در سفرنامه ها یا کتابهای تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته اند، می افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده اند و امپراتوری آنها در سده های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده ای داشت. آنها از این طریق می توانستند با کشتی های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدفهای اقتصادی و نظامی دست یابند.
در سده های اخیر
تا قرن نوزده میلادی در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در فارسی با نام خلیج فارس یا دریای فارس، در عربی با نامهای الخلیج فارس، بحرالفارسی یا بحرالعجم، و در زبانهای اروپایی با نامهای Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، Golfo di Persia نامیده میشده است.
در بازه زمانی کوتاهی در قرن هفدهم میلادی، در اسناد بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره نام برده شده بود که حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است. از آنجایی که بصره در کنار خلیج فارس واقع نشده، استفاده از این نام پس از مدت کوتاهی متوقف شد.
در زبان عربی
آثار عرب زبان نیز بهترین و غنی ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا میتواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس یا بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شده است. در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفتگو شده است. در آثار این بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشته اند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شده است.
بحر فارس
بحر فارس نامی است که عرب ها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار می بردند و این مفهموم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز میشد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروندرود میشود و بجای بحر فارس؛ خلیج فارس می گفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی نامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار میرود و در بعضی رسانه های غربی نیز این نام جدید بکار گرفته می شود که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیخته است. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار می رود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.
ادامه این مطلب را در قسمت « ادامه این مطلب ... » بخوانید
|